آنگاه که در خلوتِ اندیشه، نامِ فردوسی چون خورشیدی از افقِ حافظهام سر برمیآورد و به یاد میآورم که ما ایرانیان، وارثِ چنین قلهی سترگِ خرد و شکوهیم، در جانم لرزش عجیبی میدود؛ لرزشی از جنسِ غرور، سپاس و شادمانی. در سراسرِ اقلیمِ ادبِ پارسی، شاعران بسیارند، اما آنان که بتوان نامِ «حکیم» را نه از سرِ تعارف، که به حقیقت بر پیشانیِ جاودانهشان نگاشت، اندکند؛ و فردوسی، بیتردید، بلندترینِ آنان است. شاهنامه تنها کتابی برای خواندن نیست؛ منشورِ جانِ ایرانی و تفسیرِ ایستادگیِ انسان در برابرِ فراموشی است. از همین روست که جهانیان آن را در شمارِ کتابهایی نهادهاند که انسان، برای رسیدن به مرتبهای از معرفت و خودشناسی، باید آن را بخواند. فردوسی با واژگان، تنها شعر نسرود؛ او از نفسِ زبان، معبدی از خرد و حماسه بنا کرد؛ کاخی چنان رفیع که بادهای هزارساله نتوانستهاند خشتی از آن فرو ریزند. شگفت آنکه گذرِ زمان، که دشمنِ بیشترِ بناهای جهان است، در برابرِ شاهنامه به خدمتگزارِ زیبایی بدل شده است؛ هر قرن که میگذرد، شکوهِ این اثر آشکارتر، و معنای آن ژرفتر میشود. هرچه انسان، جهان را بیشتر میشناسد؛ هرچه پردهای تازه از رازهای تاریخ، طبیعت و آینده کنار میرود، حقیقتِ سخنِ فردوسی بیشتر رخ مینماید. گویی شاهنامه کتابی نیست که به گذشته تعلق داشته باشد؛ آینهای است که هر عصر، تصویرِ خویش را در آن بازمییابد. ما با خواندنِ فردوسی، تنها داستانِ رستم و سهراب و سیاوش را نمیخوانیم؛ ما سرگذشتِ امید و شکست، وفاداری و خیانت، غرور و فروتنی، و نبردِ جاودانهی روشنایی و تاریکی را در سیمای خویش تماشا میکنیم. و چه سعادتی بالاتر از این برای ما ایرانیان که زبانِ پارسی، در دستانِ فردوسی، به اوجِ تجلیِ خویش رسیده است؛ زبانی که در شاهنامه، چون فرشی ابریشمین و هزاررنگ، پیش چشمِ جان گسترده میشود: فرشی با نقشِ شمشیر و شکوفه، با تارِ حکمت و پودِ حماسه، با عطرِ خونِ سیاوش و شکوهِ آزادگیِ رستم. در هر بیتِ شاهنامه، تپشِ قلبِ ایران شنیده میشود؛ ایرانی که نه در مرزهای خاک، که در جاودانگیِ فرهنگ و خرد معنا مییابد. فردوسی، تنها شاعرِ یک ملت نیست؛ او پاسبانِ حافظهی انسان است. اگر زبان، خانهی روحِ یک ملت باشد، فردوسی ستونهای این خانه را از جنسِ خرد و جاودانگی برپا کرده است. از همین رو، تا زبانِ پارسی زنده است، نامِ فردوسی نیز چون ستارهای خاموشنشدنی بر آسمانِ فرهنگِ این سرزمین خواهد درخشید. روزِ حکیمِ بیهمتای توس، آن پیرِ روشنضمیرِ حماسه و خرد، بر همهی پارسیزبانان و دوستدارانِ فرهنگ و معرفت، خجسته و فرخنده باد.
سیدحسین هاشمیزادگان منشادی
۲۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۵فردوسی #شاهنامه #زبانپارسی #حکیمفردوسی #ادبیاتفارسی #هویتایرانی #حماسهایرانی #فرهنگایران #خردوحماسه #روز_فردوسی
