«بعل‌سوزی در عصر هوش مصنوعی؛ تراژدی تقلیل عقلانیت به مناسک نمایشی»

در تقویم‌ها می‌نویسند قرن بیست‌ و یکم؛ عصر ارتباطات، هوش مصنوعی و سیطره‌ی داده‌ها بر جهان است. اما اگر سر از پنجره‌ی واقعیت بیرون بیاوریم، گاه با صحنه‌هایی مواجه می‌شویم که گویی ماشین زمان ما را به قرون وسطی، یا عقب‌تر، به دوران سیطره‌ی «تفکر جادویی» (Magical Thinking) پرتاب کرده است. اخیراً تصاویری از سوزاندن تندیسی نام‌گذاری شده به نام «بعل»؛ خدایگان باروری و طوفان در کنعان باستان منتشر شد، که در الهیات ابراهیمی نماد «بت» و «شرک» است. جماعتی با شور و هیجان، و با نوشتن اوراد و طلسمات بر پیکره‌ی این بتِ برساخته، آن را به آتش کشیدند تا لابد با این «باطل‌السحر»، دستِ اهریمنانِ زمانه و قدرت‌های جهانی را کوتاه کنند. این رخداد، فراتر از یک نمایش خیابانی، حامل نشانه‌های نگران‌کننده‌ای برای عقلانیت جمعی و وجهه ملی ماست که شایسته است هر قلم به دستی در مورد آن بنویسد.
در مردم‌شناسی، قانونی وجود دارد به نام «جادوی سرایت»؛ باوری که می‌گوید اگر تصویر یا عروسک دشمن را بسوزانی، خودِ دشمن آسیب می‌بیند. اینکه در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، برای مقابله با پیچیده‌ترین معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان، به جای «تدبیر»، «دیپلماسی» و «تقویت بنیان‌های ملی»، به سوزاندن مترسک‌ها و نوشتن طلسم روی یونولیت روی بیاوریم، اعتراف به شکستِ عقلانیت ابزاری است. آیا پنداشته‌ایم که با دود کردنِ «بعل»، دلار سقوط می‌کند یا تحریم‌ها ذوب می‌شوند؟
ژان بودریار معتقد بود در عصر جدید، «تصویر» جایگزین «واقعیت» شده است. وقتی رسانه‌ی رسمی چنین مناسکی را با آب‌ و تاب پوشش می‌دهد، در حال تزریق نوعی «مسکنِ کاذب» به جامعه است. این کار، تخلیه‌ی انرژی کنش‌گری است؛ جایگزین کردن «عملِ واقعی» با «نمایشِ عمل». همان‌طور که پیشتر در پستی نوشتم ناخدا در طوفان به کشیش گفت: «تلمبه و تلاش ما کشتی را نجات می‌دهد، نه صرفاً دعا»، امروز نیز کشتی طوفان‌زده‌ی وطن با سوزاندن بت‌های مقوایی به ساحل نمی‌رسد.
بت‌شکنیِ ابراهیمی، شکستنِ «صورت» نبود، شکستن «تعلّق» بود. مولانا می‌فرماید:

«مادرِ بت‌ها، بتِ نفسِ شماست / زآن‌که آن بت مار و این بت اژدهاست»

سوزاندنِ بعلِ دست ساخت خودمان، آسان‌ترین کار است. بتِ اصلی، «جهل»، «توهم»، «ناکارآمدی» و «گریز از واقعیت» است که در ذهنیت ما لانه کرده. تا زمانی که بتِ «جایگزینیِ شعار به جای شعور» را در درونمان نشکنیم، هزاران بعلِ بیرونی را هم که بسوزانیم، آتشِ ندانم‌کاری‌هایمان خاموش نخواهد شد. تصویرِ سوزاندنِ یک مجسمه با طلسمات عجیب، در دهکده‌ی جهانیِ امروز، پیامی جز «سیطره‌ی خرافه بر عقل» به دنیا مخابره نمی‌کند. این کارها نه تنها دشمن را نمی‌ترساند، بلکه خردمندان را ناامید و ایران‌دوستان را سرافکنده می‌کند. بیایید نگذاریم تاریخ بنویسد که در عصرِ رقابتِ تمدن‌ها بر سرِ تکنولوژی و توسعه، ما مشغولِ جنگ‌های زرگری با خدایانِ فینیقی بودیم.

التماس تفکر،

سیدحسین هاشمی زادگان منشادی

۲۷ فروردین

#عقلانیت #توسعه_فردی #تفکر_انتقادی #جامعه_شناسی #ایران #فرهنگ #مدیریت #خرافات #تفکر_سیستمی #برندینگ_ملی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *