«در نگاه پدر، فرزند هرگز بزرگ نمی‌شود»

امروز، بیست‌وششم خرداد، در تقویم جهان به نام پدران ثبت شده است؛ روزی که شاید تنها بهانه‌ای باشد برای یادآوری حقیقتی قدیمی: بسیاری از بزرگ‌ترین عشق‌های این جهان، بی‌صدا زندگی می‌کنند. سال‌هاست که درباره بهشتی که زیر پای مادران گسترده شده سخن گفته‌ایم؛ سخنی راست و شریف. اما کمتر از خود پرسیده‌ایم این بهشت چگونه بر زمین برپا شده است. بهشت، حتی اگر از جنس مهر باشد، بی‌نگهبان نمی‌ماند. اگر زیر پای مادران بهشتی است، بی‌تردید دستانی خاموش، دیوارهای آن را بالا برده‌اند و شانه‌هایی خسته سقف آن را نگاه داشته‌اند. پدران، همان معماران خاموش این بهشت‌اند؛ همان نگهبانان بی‌ادعایی که اغلب در حاشیه می‌ایستند تا دیگران در متن بدرخشند. در سنت‌های قدیم، مادران گاه با ایمانی ساده اما عمیق به پدران می‌گفتند: «تو برای بچه‌ها دعا کن؛ دعای مردها زودتر در حق فرزندان مستجاب می‌شود.» در این جمله، تنها یک باور مذهبی نهفته نبود؛ اعترافی لطیف به جایگاهی بود که پدر در سکوت خود دارد. مردی که شاید کمتر سخن بگوید و کمتر احساسش را آشکار کند، اما دلش محرابی پنهان است که نام فرزندان در آن هر شب زمزمه می‌شود. سال‌ها پیش در سفری با پدر یکی از دوستانم آشنا شدم. دوستم آن روزها شصت‌وچند سال داشت و پدرش مردی بیش از نود ساله بود. اما آنچه دیدم چیزی فراتر از نسبت سن و سال بود. هر بار که از خانه بیرون می‌آمدیم، آن پیرمرد با فرزند شصت‌ساله‌اش چنان رفتار می‌کرد که گویی کودکی خردسال را بدرقه می‌کند. مدام صدایش می‌زد: مواظب ماشین‌ها باش، از پیاده‌رو برو، آرام راه برو. سر سفره نیز با همان دقت مراقب بود که همه چیز بخورد، غذایش سرد نشود، لقمه از دهانش نیفتد. آن صحنه برای من درسی عمیق‌تر از هر کتابی بود. آنجا فهمیدم که در نگاه پدر، فرزند هرگز بزرگ نمی‌شود. سال‌ها می‌گذرند، موها سپید می‌شوند، قامت‌ها خمیده می‌گردد، اما در قلب پدر، فرزند همیشه همان کودک نخستین است؛ همان نوزادی که روزی در آغوشش لرزیده و نخستین نفس‌هایش را در پناه او کشیده است. عشق پدر، از لحظه تولد تا واپسین دم زندگی، جوهری واحد دارد: عشقی بی‌قید، بی‌ادعا و استوار. بی‌تردید در هر قاعده‌ای استثناهایی هست؛ جهان انسان‌ها از نقص و تفاوت خالی نیست. اما اگر با انصاف بنگریم، قریب به اتفاق پدران این جهان فرشتگان خاموش‌اند. فرشتگانی که بال‌هایشان از جنس مسئولیت است و نورشان در سکوت پنهان شده است. آنان کمتر از خود می‌گویند و بیشتر از دیگران مراقبت می‌کنند. رنج‌هایشان را در دل نگاه می‌دارند تا خانه، خانه بماند؛ تا امنیت، آرام و بی‌صدا بر زندگی فرزندان سایه بیفکند. بیست‌وششم خرداد شاید تنها یک تاریخ در تقویم باشد، اما حقیقت پدران به یک روز محدود نمی‌شود. آنان مردانی هستند که روزها را می‌سازند: روزِ نان، روزِ امنیت، روزِ امید. حضورشان گاه آن‌قدر بدیهی است که دیر می‌فهمیم اگر نبودند، بسیاری از آرامش‌های زندگی ما نیز نبود. شاید به همین دلیل است که پدران را باید نگهبانان خاموش بهشت نامید؛ بهشتی که نامش با مادران گره خورده، اما بنیانش بر شانه‌های استوار پدران است. و چه خوب است امروز، در روز جهانی پدر، لحظه‌ای درنگ کنیم و به یاد آوریم: بهشتی که زیر پای مادران گسترده است، بر شانه‌های پدران استوار مانده است. باقی بقا و شادی شما. سیدحسین هاشمی زادگان منشادی بیست و ششم خرداد ماه ۱۴۰۵

#روز_جهانی_پدر #پدر #پدران #عشق_پدر #فرشتگان_خاموش #قدردانی_از_پدر #خانواده #پدر_قهرمان #محبت_پدر #روز_پدر #پدرانه #پدر_و_فرزند #قدردانی #مهربانی #پناه_زندگی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *