در برگریزِ خزان، روزی هست که جانِ مشتاق را به ضیافتی باشکوه فرا میخواند؛ روز بزرگداشت ابونصر فارابی، و جشنِ دو گوهر گرانبها در جان آدمی : حکمت و فلسفه. امروز، نامِ آن «معلم ثانی» چون ستارهای راهنما میدرخشد. او بود که چراغِ اندیشهی یونان را از کوچههای آتن به رواقهای جهان اسلام آورد و راه را برای کاروانِ خردورزانی چون ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا گشود. تسلطِ شگفتانگیزش بر زبان یونانی، او را نه یک مترجم، که محرمِ اسرار ارسطو و افلاطون ساخت؛ آنچنان که توانست میان این دو اقیانوسِ اندیشه، پلی از تفاهم بنا کند. روایت، جامهای از اسطوره بر قامتش پوشانده است؛ میگویند زخمهاش بر سیمِ ساز، نه فقط نغمه، که احوال میآفرید؛ گاه مجلسی را به قهقهه وامیداشت، گاه به گریه مینشاند، و گاه پلکها را به خوابی ژرف میسپرد. این افسانه، خود استعارهای است عمیق از قدرت فلسفه او: نظمبخشی به آشفتگیهای روح. فارابی نخستین کسی بود که موسیقی را از حجابِ احساس بیرون کشید و با منطقِ ریاضی و ترازوی فلسفه، روحِ هندسیِ آن را آشکار ساخت. اما گوهرِ این روز، درکِ پیوند میان دو بالِ پرواز انسان است:
فلسفه (Philosophia)، آنگونه که از نام یونانیاش پیداست، «عشق به دانایی» است؛ سفری بیباکانه با مرکبِ «چرا؟» به سوی سرزمینهای ناشناختهی وجود.
حکمت اما ریشه در «حُکم» و استواری دارد؛ یعنی داشتنِ بینشی که چون لنگری در طوفانِ حوادث، وجودِ آدمی را استوار نگه میدارد.
پس اگر این دو را در کنار هم بنشانیم، به منظرهای شگرف میرسیم: فلسفه، هنرِ «پرسیدن» است؛ حکمت، شهامتِ «زیستنِ» پاسخ. فلسفه، ذهن را صیقل میدهد و منظم میکند؛ حکمت، روح را به نورِ معرفت، منور میسازد. فلسفه میپرسد: «هستی چیست؟»؛ حکمت پاسخ میدهد: «با این هستی چه باید کرد؟» و اینجا، در سنتِ شرقی، راز بزرگ آشکار میشود: هدف، صرفاً «دانستن» نیست، بلکه «شدن» است. انسان در این مکتب، نه برای انباشتِ مفاهیم، که برای رسیدن به مقامِ «عارف» میکوشد. فلسفه، نقشهی راه است؛ عرفان، رسیدن به مقصد. دانایی، دروازهی ورود است و «فنا در حقیقت»، پایانِ این سفرِ باشکوه. تاکنون از خود پرسیدهاید «چه باید کرد؟» این پرسش، نشانهی آن است که فیلسوفِ درونتان «چیستی» را دریافته و اکنون، آن «نفخهی الهی» که در شماست، او را به یافتنِ «چرایی» و «چگونگی» فرا میخواند. پس آن حقیقتِ گمشده را نه فقط در اوراق کتابها، که در اعماقِ وجود خویش بجویید. چرا که شما «خلیفة الله» بر زمینید؛ آینهای که اگر غبارِ غفلت از آن بزدایید، حقیقتِ مطلق را در خود بازمیتاباند. شناختِ خویش، همان شناختِ اوست. این آدینه و هزاران آدینهی پیش رو، بر شما و جانِ حقیقتجویتان خجسته باد. سید حسین هاشمی زادگانمنشادی سیام آبانماه ۱۴۰۴
#ابونصر_فارابی #روز_فلسفه #روز_حکمت #فلسفه_اسلامی #حکمت_و_فلسفه #معلم_ثانی #ابن_سینا #سهروردی #ملاصدرا #عقل_و_عشق #عرفان_و_فلسفه #فلسفه_یونان #ارسطو #افلاطون #موسیقی_فارابی #مدینه_فاضله #خودشناسی #حقیقت_جو #تفکر_انتقادی #جهان_بینی #فلسفه_زندگی #عقلانیت #معرفت_شناسی #نور_حکمت #اندیشه_ورزی #فرهنگ_ایرانی #میراث_فرهنگی #بزرگداشت_فارابی #سید_حسین_هاشمی_زادگان #آبان۱۴۰۴
دعوت به ضیافت اندیشه
