شنبهها برای من همیشه روزهای دشواری بودهاند؛ گویی پس از سکوت وهمانگیز شامگاه جمعه، ناگهان از خواب بیدار میشوی و باید دوباره چهرهی زندگی را با آب یخ حوض بشویی. سرمای آب، لرز جان میشود، اما چشم را جلابخش حقیقت بیداری. پس از روزی آرامش و فراغت، و سکون روح بر شاخهی زندگی، اکنون باید بار دیگر در میدانِ جدالِ روز و شب گام نهاد. شنبه، لحظهی رویارویی انسان با مسئولیت خویش است؛ آغازِ تازهای، نه از جنس تکرار، که از جنس تولد. انگار در هر شنبه، جهان از نو آفریده میشود و آدمی باید از نو بیاموزد که چگونه زیست کند، چگونه ایستادگی را با امید معنا بخشد. شنبه دعوتی است از تقدیر به رزمِ جاودانهی انسان و زمان؛ به جبرانِ کاستیِ دیروز و ساختنِ فردایی که شاید روشنتر باشد. من روزگاری میپنداشتم که وقتی دفتر مشق و کلاس درس به پایان رسد، عهد سردم با شنبه نیز خاتمه مییابد؛ اما نه، شنبه همیشه در دلِ تقدیر باقی میماند، همچون نشانی از آغازِ بیپایانِ راه. هر شنبه فرصتی است برای آزمودنِ ارادهی انسان، برای صیقلدادنِ آیینهی درون و بازگشت به میدان معنا. باشد که شما، برخلاف من، با دوچندان نیروی عشق و امید، این روز را آغاز کنید٬ چونان کسی که هر صبح، گویی در قیامت خویش دوباره زاده میشود. سید حسین هاشمیزادگان منشادی ، اول آذرماه ۱۴۰۴ شنبه روزی که از جنس سردی و سادگی نیست، بلکه در پردهی خویش، «رمزِ دوباره برخاستن» را نهفته دارد.
#انگیزه #آغاز #شنبه #زندگی #تولد_دوباره #بیداری #تلاش #امید #فروزان #صبر #پایداری #خودآگاهی #آرامش_درون #آغاز_تازه #پویش #روزنو #تفکر_عمیق #دریافت #بصیرت #درونگرایی #ذهن #معرفت #احیا #بازگشت #تولد #فلسفی #روز_شنبه #اول_آذر #۱۴۰۴
«شنبه؛ آغازی دوباره»
