به نام او که جان را روشنی بخشید

ای جوهرِ بی‌زمانِ حیات، ای آینه‌ی خاموشِ آسمان و نخستین نجوای هستی! ای بی‌قالب که در هر قالبی جاری می‌شوی و ای ساکنِ بی‌کلام که داستان آفرینش را در سکوت روانت زمزمه می‌کنی! روز تو، روز تجلی پاکی و زایش، خجسته باد. امروز، در میانه پاییز، دهمین روز از ماه آبان، گاهشمارِ باستانی ما به احترام تو سر خم می‌کند. این روز به حق، از آنِ آناهیتا، ایزدبانوی بی‌بدیل آب‌هاست؛ همان نیروی مقدسی که خداوندگار باروری، پالایش و عشق ورزیدن است. پیشینیانِ روشن‌ضمیر ما، در تلاقی نام روز و ماه، فلسفه‌ی هماهنگی کائنات را می‌جستند و جشنی به وسعت یک تمدن برپا می‌کردند. آبانگان، همان میثاق فراموش‌شده‌ی انسان با سرچشمه‌ی خویش است. طنین نام «آبان» از اوستا تا پارسی میانه، همواره به معنای «آب‌ها» بوده است؛ و در قلب اساطیر ما، «اردوی سور آناهیتا» چون روحی نیرومند، نگهبان این جریان ابدی است. او که در متون کهن، «نیرومند، پاک و سرچشمه‌ی تمامی بارش‌ها» خوانده شده، تجلی همان حقیقتی است که نیاکان ما به آن باور داشتند: اهورامزدا، آب را نه برای رفع تشنگی، که برای بقای زندگی و طهارت روح آفرید. از این رو، آلودن این گوهر شفاف، گناهی نابخشودنی و خیانت به اصلِ وجود بود. اما دریغا! دیروز که جویباری محتضر را در کوچه‌های شهر دیدم که از انباشتِ غفلت‌های ما نفسش به شماره افتاده بود، قلبم از این گسستِ تاریخی فشرده شد. این نه فقط فشردنِ یک قلب، که گزندِ یک فراموشیِ عمیقِ فرهنگی بود. از خود پرسیدم: کجا رفت آن باوری که آب را همتای نور می‌دانست؟ و کجا رفت آن آیینی که برای قطره‌هایش نیایشگاه می‌ساخت؟ این حرمت، تنها یک باور نبود؛ بر سنگ‌ها تراشیده و در آیین‌ها زیسته می‌شد. از هگمتانه و کنگاور تا استخر و شوش، معابدی برای آناهیتا برافراشته شد تا مردمان برای ستایش این ایزدبانو، بر کرانه‌ی رودها و چشمه‌ساران گرد هم آیند، دعا بخوانند و با شست‌وشوی تن در آب، غبار از جان نیز بزدایند.

آیین‌های آبانگان، خود فلسفه‌ای زنده بود:

  • هدیه به آب: ریختن گل و میوه در رود، نه پیشکشی ساده، که سپاسگزاری از سخاوتی بود که بی‌منت می‌بخشید.
  • آب‌پاشی: پاشیدن قطره‌های برکت و شادی بر یکدیگر، نمادی از آرزوی طراوت و پاکی برای هم‌نوعان بود.
  • نیایش: خواندن «آبان‌یشت» در سپیده‌دم، تجدید پیمان با روشنایی و پاکی بود.
  • جامه سپید: پوشیدن ردای بی‌رنگ، بازتاب میل درون به شفافیت و صداقت بود.
  • آشتی: زدودن غبار کینه‌ها در روزی که آب، خود مظهر گذشت و پالایش است.

این پژواک باستانی، زمزمه‌ای نوستالژیک نیست؛ فریادی است رسا برای امروزِ ما. در روزگاری که شاهرگ‌های زمین از تشنگی ترک خورده و بحران بی‌آبی، آینده را به پرسش می‌کشد، جشن آبانگان یادآور یک مسئولیت بزرگ است: پیوند دوباره با طبیعت. پس باشد که امروز، صرفه‌جویی ما، نیایشِ معاصر ما باشد و هر قطره که پاس می‌داریم، هدیه‌ای به آناهیتای درونِ این سرزمین. باشد که پروردگار، این خاکِ گهرخیز را از دو دشمن دیرینه‌اش، دروغ و خشکسالی، در امان نگاه دارد. خورشید مهرتان تابان. سیدحسین هاشمی زادگان دهم آبان‌ماه ۱۴۰۴

آبانگان #جشن‌ـآبانگان #آب #آناهیتا #ایرانباستان #فرهنگ‌ـ‌ایرانی #پاکی #خشکسالی #سیدحسین‌ـ‌هاشمی_زادگان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *