«شنبه؛ آغازی دوباره»
شنبهها برای من همیشه روزهای دشواری بودهاند؛ گویی پس از سکوت وهمانگیز شامگاه جمعه، ناگهان از خواب بیدار میشوی و باید دوباره چهرهی زندگی را با آب یخ حوض بشویی. سرمای آب، لرز جان میشود، اما چشم را جلابخش حقیقت بیداری. پس از روزی آرامش و فراغت، و سکون روح بر شاخهی زندگی، اکنون باید […]
