نخستین بار که نام «ایدز» همچون زمزمهای دهشتناک به گوشم خورد، گویی از جهانی دور و بیگانه سخن میگفت. این پندارِ آسودهبخش که دیوارهای اخلاق و تعهد، دژی استوار در برابر این بیماری نوپدید است، پناهگاه ذهنی بسیاری از ما بود. میپنداشتیم که این «دیگری» است که مبتلا میشود؛ غافل از آنکه در سرنوشت مشترک انسانی، هیچ دیواری به بلندای انزوا وجود ندارد. آن زمان، هشدارهای دوستی دانشجو در دانشکدهی پزشکی که از قطعیت ابتلا در صورت عدم پیشگیری میگفت، بیش از آنکه زنگ خطری باشد، روایتی دور از صحن زندگی روزمرهمان مینمود. اما ویروس، در سیر خاموش و بیتمایزش، این پندارهای سادهانگارانه را در هم شکست. حقیقت، چهرهی دیگری از خود نمایان ساخت: نوزادی که با گریهی نخستین، بیماری را از مادر به ارث میبرد؛ بیماری که در سکوت یک سرنگ آلوده یا کیسهی خون، از رگی به رگ دیگر منتقل میشد. آن خیالِ راحتِ اولیه، جای خود را به اضطرابی فراگیر داد. بر اساس آخرین گزارشها، تا پایان سال ۲۰۲۴، نزدیک به ۴۰/۸ میلیون نفر در سراسر جهان با ویروس HIV زندگی میکنند و این ویروس از آغاز همهگیری خود، جان بیش از ۴۴ میلیون انسان را ستانده است. این اعداد، تنها آمار نیستند؛ هر عدد، داستانی از زندگی، عشق، امید و رنج است. وحشت از این آمار و ناآگاهی، به زودی آفتی دیگر را زاد: داغِ ننگ (Stigma). بیماری که میبایست در پرتو دانش و همدلی مدیریت میشد، در سایهی ترس و قضاوت به کنج پنهانکاری رانده شد. مبتلایان، از هراسِ طرد شدن از سوی جامعه، خانواده و حتی نزدیکترین دوستان، رنج خود را چون رازی مگو در سینه حبس کردند. این پنهانکاری، خود به مثابهی یک بیماری ثانویه، راه را بر پیشگیری، تشخیص و درمان بست و آتش همهگیری را شعلهورتر ساخت. جهانی که بر اساس اهداف «۹۵-۹۵-۹۵» (۹۵٪ مبتلایان از وضعیت خود آگاه باشند، ۹۵٪ از آنان تحت درمان قرار گیرند و ۹۵٪ از افراد تحت درمان، بار ویروسیشان سرکوب شود) پیش میرود، هنوز با این واقعیت تلخ روبروست که به دلیل همین انگ و تبعیض، بسیاری از شناخت وضعیت خود باز میمانند. در این میان، منطقی ژرف نهفته است: آنچه انسان را در برابر بیماری آسیبپذیر میکند، تنها خودِ ویروس نیست، بلکه جهل و ترس است. افراط در بیبندوباری و تفریط در انزوای کامل، دو لبهی یک شمشیرند که از نیامِ ناآگاهی برآمدهاند. راه میانه، مسیر خرد، همانا درک عمیق مسئولیت فردی و اجتماعی و پذیرش واقعیتهای علمی است. و اما در نگاه انسان خردمند، بیماریهایی چون ایدز، آینهای هستند در برابر قامت انسانِ مغرورِ مدرن. آنها به ما یادآوری میکنند که این کالبد خاکی تا چه اندازه شکننده و میراست؛ یک memento mori (یادآور مرگ) در عصر سرعت و تکنولوژی. این ویروسِ نادیدنی، به ما میآموزد که حیات، این ودیعهی الهی، چه ظریف و آسیبپذیر است. به بهانهی دیروز، روز جهانی مبارزه با ایدز، بر آن شدم تا این نکته را بازگویم که تقابل انسان با طبیعت، سرانجامی جز بازگشت تعادل از سوی خودِ طبیعت ندارد. طبیعت انتقامجو نیست، تنها توازنخواه است. شاید این بیماریها، پاسخی باشند به زیادهخواهیها و فراموشیِ جایگاه حقیقی ما در این چرخهی عظیم هستی. مبارزه با ایدز، نبردی است که در دو جبهه جریان دارد: یکی در آزمایشگاهها برای کشف دارو و واکسن، و دیگری در گسترهی وسیع قلب و ذهن انسان برای ریشهکن کردن جهل، ترس و بیتفاوتی. پیروزی نهایی در این نبرد، در گروی آگاهی، همدلی و پذیرش مسئولیت مشترک ماست. سالم و تندرست باشید. سیدحسین هاشمی زادگان منشادی یازدهم آذرماه
#ایدز #روز_جهانی_ایدز #HIV #پیشگیری #سلامت_جهانی #آگاهی #انسانیت #UNAIDS #WHO #سلامت_جنسی #حمایت_از_مبتلایان۱۴۰۴
به بهانهی روز جهانی مبارزه با ایدز
