تأملی در بابِ «نخبگی» و روز نخبگان؛ روزی برای همه

امروز در تقویم، روزی است برای تأمل در واژه‌ای به نام «نخبه». این نام‌گذاری، پیش از آنکه تجلیل باشد، پرسشی عمیق برمی‌انگیزد: چه کسی خط‌کش را به دست می‌گیرد تا مرزی میان «نخبگان» و «دیگران» بکشد؟ و با چه معیاری، عده‌ای را با برچسبی خاکستری از تمامیتِ یک ملت جدا می‌کند؟ این واژه در دوره‌ای خاص، جامه‌ای سیاسی به تن کرد و بر قَدَر و قیمت آن افزوده شد. خاطره‌ای شخصی، این جداسازی تصنعی را برایم ملموس‌تر می‌کند: در سفری به دبی، من نیز در میان جماعتی بودم که با گردن‌آویزی به نام «نخبه»، به دیداری رسمی در سالنی فراخوانده شدم. همزمان، «دیگران» مردمی که ظاهراً از این موهبت بی‌بهره بودند در گرمای شرجی و طاقت‌فرسای بیرون، پشت حصارهای یک زمین چمن، منتظر بودند تا دیدارِ «ما» با مسئولین تمام شود. در بزنگاهی که این دو گروه از کنار هم می‌گذشتند، صدایی از میان جمع، از زبان دختری نوجوان، چون رعدی بر این صحنه‌آرایی فرود آمد و خطاب به رئیس‌جمهور وقت گفت: «این‌ها هیچ‌کدام نخبه نیستند!» آن کلامِ بی‌پروا، آینه‌ی تمام‌نمای حقیقتی بود که در دل همگان جریان داشت: نخبگیِ حقیقی، نه با گردن‌آویز و دعوت‌نامه، که در چشم و جان مردم عادی شناخته می‌شود. اگر کسی گوهرِ آن را داشته باشد، نیازی به جار زدن ندارد و اگر تهی باشد، هیاهویش گوش فلک را کر می‌کند، اما دلی را به باور نمی‌رساند. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که برای همین مفهوم برچسب‌خورده، «بنیاد» می‌سازیم و همزمان از «نخبه‌کشی» می‌نالیم. غافل از آنکه شاید بزرگ‌ترین نخبه‌کشی، همین تلاش برای قالب‌بندی و جداسازی استعدادی است که باید چون رود در بستر جامعه جاری باشد. اما من به عدالتی عمیق‌تر باور دارم. شاید یکی از زیباترین تجلی‌های عدالت خداوند در همین باشد که گوهر نخبگی را نه در انحصار عده‌ای خاص، که در سرشت همگان به ودیعه نهاده است. هر انسانی، در یک گوشه از این عالم پهناور، در کاری و هنری، یگانه و بی‌همتاست. تفاوت تنها در این است که گرد و غبار غفلت، ناملایمات روزگار، و مهم‌تر از همه، «عدم شناخت خویشتن»، مانع از درخشش این گوهر درونی می‌شود. دوست من، شمایی که این کلمات را می‌خوانی، نخبه‌ای. چرا که در این بازار مکاره‌ی سرگرمی‌ها، «خواندن» و «دانستن» را برگزیده‌ای. تو گامی در وادی آگاهی نهاده‌ای و این خود، نشانه‌ی نخبگی است. پس این روز نه بر «نخبگانِ» جداشده، که بر تک‌تک انسان‌های منحصربه‌فردی که در جستجوی شناخت گوهر وجود خویش‌اند، خجسته باد. قدر خود را بدانید، خود را بشناسید و به یاد داشته باشید که شما در کاری بهترینید؛ کاری که هیچ‌کس در این جهان به زیبایی شما انجامش نخواهد داد. روزتان مبارک. امید دهم مهرماه ۱۴۰۴ www.hashemizadegan.ir/blog 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *