«از عطرِ ادویه تا رمزِ معنا؛ دیداری در اتاق بازرگانی یزد»
شنبه نهم خرداد ۱۴۰۵، مهمانِ اتاق بازرگانی یزد بودم؛ شهری که خاکش وقار دارد و مردمش اعتبار. سالها شوقِ دیدارِ برخی همشهریان را با خود میبردم؛ آن شوق، شنبه گذشته به دیدار رسید و دلم از «انتظار» به «اطمینان» آرام گرفت. در آن جمعِ عزیز، از کتابِ «از ادویه تا رمزارز» گفتیم؛ از راهی که […]
