در تقویمِ تاریخ، امروز سالروز تولد مردی است که ثابت کرد «جغرافیا» زندانِ روح نیست. ۱۶۳ سال پیش، در چنین روزی، کارل هرمان اته (Hermann Ethé) در آلمان چشم به جهان گشود؛ اما چشمِ دلش را در ایران باز کرد. او یک ایرانشناس معمولی نبود؛ او یک «باستانشناسِ روح» بود. در حالی که غرب، شرق را سرزمینی برای استعمار یا تجارت میدید، اته در غبارِ کتابخانههای آکسفرد و مونیخ، به دنبالِ «کیمیای کلمه» میگشت.
چرا هرمان اته برای امروزِ ما درسآموز است؟
۱. کشفِ بُعدِ پنهانِ انسان:
تا پیش از اته، جهان غرب (و حتی بسیاری از خودمان) ابوعلی سینا را صرفاً یک پزشک یا منطقدان خشک میشناختند. اته بود که با جسارتی فلسفی، رَدای پزشکی را کنار زد و «سینایِ شاعر» را به جهان معرفی کرد. او به ما یادآوری کرد که حتی در ذهنِ ریاضیوارترین انسانها، پرندهی شعر و عرفان آشیانه دارد. این همان نگاهی است که ما در تحلیل انسانهای اطرافمان کم داریم.
۲. احیایِ میراثِ خاکخورده:
او زمانی که ما در خوابِ غفلتِ قاجاری بودیم، ابوسعید ابوالخیر و رودکی را از زیرِ آوارِ فراموشی بیرون کشید. او نشان داد که متون کهن، «موزاییکهایی از نقلقول» نیستند، بلکه زندهترین سلولهای تپندهی یک تمدناند. او با دقتی آلمانی و شوری ایرانی، «شبستان خیال» فتاحی نیشابوری را ترجمه کرد تا بگوید: خیال، مرز نمیشناسد.
۳. رنجِ مقدسِ پژوهش:
اته در دوران جنگ جهانی اول و در غربت درگذشت؛ در حالی که هنوز امیدهای بسیاری به قلم او بسته شده بود. او جانش را بر سرِ تدوین «تاریخ ادبیات فارسی» گذاشت. کاری که او کرد، مصداقِ بارزِ این بیت از بیدل دهلوی بود:
«که دم زند ز من و مادمی که ما تو نباشی / به این غرور که ماییم از کجا تو نباشی»
✨ تلنگر:
هرمان اته، یک آلمانی بود که گاهی بهتر از ما، قدرِ دُرّ و گوهرِ ادبیاتمان را دانست.
شاید وقت آن رسیده که ما نیز به جای نگاهِ موزهای به مفاخرمان، دوباره در آینهی آنها بنگریم تا خودِ گمشدهمان را پیدا کنیم. به نظر شما چرا گاهی بیگانگان (مثل هرمان اته، هانری کربن یا نیکلسون) در درک و استخراجِ گنجینههای عرفانی و ادبی ما، از خودِ ما سبقت میگیرند؟ آیا ما دچار «حجابِ عادت» شدهایم یا آنها به دنبالِ گمشدهای هستند که ما از داشتن آن غافلیم؟
ارادتمند
سیدحسین هاشمی زادگان منشادی
۲۴ بهمنماه
#ایران_شناسی #هرمان_اته #تاریخ_ادبیات #ابن_سینا #هویت_فرهنگی #توسعه_فردی #فلسفه_تاریخ #میراث_مکتوب
از لایپزیگ تا نیشابور؛ غریبهای که «آینهدار» حیرتِ ما شد (به بهانهی زادروز مردی که ابنسینا را شاعر دید، نه فقط طبیب)
