عجب! پس امروز را «روز جهانی عاری از خشونت» نامیدهاند؟ در جهانی که هر گوشهاش زخمیِ جنگ است، این نامگذاری طنزی تلخ به نظر میرسد؛ بهویژه وقتی دلیل آن، زادروز «مهاتما گاندی» باشد. پنجاه و اندی سال پیش، در روزهای سادهدلی کودکی، پدرم با شوری خاص تصویر مردی مقدس را برایم ترسیم میکردند؛ مردی که نانِ خشک میخورد، شیرِ بزِ خودش را مینوشید و با پارچهای که خود میبافت، برهنهگیاش را میپوشاند تا بندهِ هیچ قدرتی نباشد. آن روزها گاندی برایم تجسمِ «رهایی» بود. اما امروز که غبارِ سالیان نشسته و پردههای خوشرنگِ رسانه کنار رفتهاند، حقیقتِ عریانتری خودنمایی میکند. دریافتهام که تاریخ را قدیسان نمینویسند، بلکه قدرتها آن را ویرایش میکنند. بیایید تعارفهای دیپلماتیک را کنار بگذاریم؛ دارم از نگفتنِ این حقیقت خفه میشوم. امپراتوری بریتانیا در آن عصرِ پرآشوب، نه به یک دشمن، که به یک «قدیسِ بیخطر» نیاز داشت. آنها بر سرِ یک دوراهی سرنوشتساز بودند: رویارویی با انقلابیونِ رادیکال و مسلح و یا معامله با یک مرشدِ اخلاقی که خشم را به «سکوت» دعوت میکرد؟
بریتانیا هوشمندانه دومین گزینه را برگزید. آنها نه یک «لنین» میخواستند و نه یک «هوشیمین». آنها کسی را میخواستند که انرژی ویرانگرِ شورش را به کانالِ امنِ «ریاضت فردی» هدایت کند. عدمِ خشونت در ساحتِ عرفان، فضیلت است؛ اما در شطرنجِ سیاست، گاهی ابزاری است برای اخته کردنِ جنبشها. رسانهها از انسانِ پیچیده، متناقض و جایزالخطایی که گاندی بود (با تمام آن دیدگاههای بحثبرانگیز نژادی و رفتارهای سختگیرانه)، یک «اسطوره تکبعدی» تراشیدند. چرا؟ چون اسطوره باید صاف و صیقلی باشد. چون قدرت با «نسخه ویرایششده انسانها» راحتتر کار میکند تا با حقیقتِ زمختِ آنها و نتیجه این مهندسیِ حقیقت چیست؟
وقتی سنگِبنای یک روزِ جهانی بر پایهی «روایتسازی» و پنهانکاری بنا شده باشد، آیا عجیب است که محصولِ نهاییاش، جهانی مملو از ریاکاری، خشونت و افراطگری باشد؟ وقتی «دروغ» حاکم میشود، «صلح» تنها یک نقابِ خونین است. قضاوتِ مصادیقِ مشابهِ امروزین با شما؛ که میدانم هوشمندانهتر از آنید که به پوستهی ظاهریِ تاریخ بسنده کنید. آخر هفتهتان سرشار از آگاهی و حقیقتجویی. ارادتمند سیدحسین هاشمی زادگان منشادی ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴
#تفکر_انتقادی #تاریخ_سیاسی #رسانه #گاندی #حقیقت #روز_جهانی_عاری_از_خشونت #تحلیل_استراتژیک
آیا «صلح» هم محصولی در ویترینِ قدرت است؟
