روزنوشت قدرت؛ یا مراقبه‌ای بر سکوت‌های برنامه‌ریزی‌شده امروز، روزی‌ست که حتی قدرت هم با «زمان» حرف می‌زند؛ نه با بیانیه، نه با فریاد، بلکه با جدول. برگه‌ای سفید منتشر شده؛ بالای آن نوشته‌اند: کاخ سفید اما آنچه می‌بینیم، بیشتر شبیه کاخِ زمان است. قدرت، این‌بار نه در تصمیم، که در نظمِ دقیقه‌ها نشسته است. ساعت ۹: «زمان اجرایی» یعنی لحظه‌ای که رئیسِ جهان، پیش از آن‌که جهان را تغییر دهد، خودش را مرور می‌کند. شاید این همان خلوتی‌ست که عارفان به آن می‌گفتند: «خلوت قبل از جلوت»

ساعت ۱۱: اطلاعات. هوش. اخبار طبقه‌بندی‌شده. و ما، مردمان بیرون این دیوارها، در همان ساعت، مشغول حدس‌زدن، تحلیل‌کردن، قضاوت‌کردن. قدرت، می‌داند و مردم، می‌پندارند. و فاصله‌ی این دو، همان جایی‌ست که تاریخ زاده می‌شود. ساعت ۳ بعدازظهر: جلسه‌ای خصوصی. بی‌دوربین. بی‌خبر. بی‌ما. انگار حقیقت همیشه دوست دارد در اتاق‌های بسته حرف بزند و وقتی بیرون می‌آید، دیگر «روایت» شده است، نه واقعیت. تمام این روز، برای رسانه‌ها نوشته شده، اما برای مردم نه. ما فقط «ایمپرشن» می‌گیریم؛ آن‌ها «تصمیم». و اینجاست که روزنوشت من، نه درباره‌ی رئیس‌جمهور، بلکه درباره‌ی ماست: ما که روزمان بی‌برنامه می‌گذرد و شب، از بی‌حاصلی‌اش شکایت می‌کنیم. ما که قدرت زمان را دست‌کم گرفته‌ایم و بعد، از ناتوانی خودمان متعجب می‌شویم. این برگه می‌گوید: دنیا را کسانی می‌چرخانند که حتی برای سکوت‌شان هم قرار ملاقات دارند. و شاید، عرفانِ امروز، نه در ترک دنیا، که در مهندسی آگاهانه‌ی روز باشد. اگر قرار است تغییری باشد، از همین‌جا شروع می‌شود: از احترام گذاشتن به ساعت‌هایی که بی‌صدا، ما را می‌سازند یا از ما عبور می‌کنند.

#روزنوشت #قدرت #زمان #سکوت #نظم #فلسفه_قدرت #عرفان_زندگی #سیاست_بی_فریاد #قدرت_بی_هیاهو #زمان_تصمیم #پشت_درهای_بسته #حقیقت_و_روایت #نقد_قدرت #اندیشه_معاصر #فلسفه_زندگی #تاملات_روزانه #سیاست_و_انسان #نظم_در_آشوب سیدحسین هاشمی زادگان منشادی هفتم اسفندماه ۱۴۰۴